امتحان ,یعنی
تو این یه ماهه 6 تا امتحان گرفتن که من تو 5 تاش فقط بودم ، یکی‌شو مریض بودم اومدم خونه قبلِ امتحان فیزیک .. ولی خب به جاش پرسید :) فعلا این 4 تا دستَمـه (عکس) جغرافی رو فردا قراره بده که خوب نوشتم ، خونده بودم خب ! :) بعضی از معلما یه جوریَ‌ن ، یارو میبینه سؤال نیس‌ها ولی انگار سادیسم داره و امتحان میگیره ! خب مگه مجبوری آخه :/ نگیری هم مشکلی پیش نمیاد خب ! نمونه‌ش همین برگه اولیِ عکس ..
وضعِ کلاس هم که خدا رو شکر مزخرف ! یعنی تو ریاضی 1 ماهه که معلم داره فقط به اینا نسبت‌وتناسب درس میده :| بعضیا هم که انگار هیچی نخوندن ! یه سری سؤالا رو نمیفهمن که اصن ما سه نفری می‌پوکیم :/ دهنمون اصن باز می‌مونه .. ولی قاموسا اون رقابتی که سالِ(های) قبل تو کلاس بینِ خرخونا بود امسال کلا وجود نداره .. 
قراره هفته بعد کلاً امتحان داشته باشیم ، هر روز دوتا ! برا کارنامه ماهانه میخوان بگیرین اینا رو (عکس) یعنی بدبخت شدیم رفت ! البته خب تخصصی‌ها که کاملا آسونه ، کاری نداره ، من بینِ زبان و فیزیک موندم ؛ یعنی با این دو تا می‌خوان قشنگ لِهمون کنن . 
آخِر سر هم تشکراتِ فراوانِ فراوان از صابر جان :) واسه این فونت‌ها .
 
پی‌نوشت :
:: سریالِ یه تیکه زمین رو ندیدم و نمی‌بینم ولی هر چی از تیتراژِش بگم کم گفتم .. اینو مهدیِ‌جان تو استیج هم خونده بود ولی خب ، اصلِش باحال تره :)
دانلود
منبع اصلی مطلب : من می‌نویسم
برچسب ها : امتحان ,یعنی
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

ساموزیک : صد و سیزده