خیلی ,بلاگفا ,واقعا ,البته ,نداره ,نمیدونم ,البته البته
بلاگفایِ عزیز ، خیلی دلم برات تنگ شده .. درسته خیلی بی‌معرفت بودی و پوکوندی ما رو ولی کاش جرئت اینو داشتیم که دوباره به آغوشِ گرمِت باز میگشتیم .. خیلی دلم میخواد این روزا برگردم بلاگفا .. وقتی کسایی رو میبینم که بدون هیچ هنجار و حاشیه‌ای مینویسن دلم یادِ بلاگفا رو میکنه .. ساده‌گی‌ای که هیچ سرویسی نداشت و نخواهد داشت . قبول کنیم که روزایِ خوبی که تو بلاگفا داشتیم دیگه تکرار نشده .
و همچنین کسایی اونجا مینوشتن که نه ادعایی داشتن نه چیزی و کسی هم کاری به کسی نداشت ! این مهمه ، اینجا بر خلافِ بلاگفا ، هر کی از راه رسیده یه گیری داده و رد شده ، تو چرا این همه مینویسی ؟ تو چرا این همه کامنت داری ؟ تو چرا این همه لایک داری ؟ تو چرا این همه فالور داری ؟! نمیدونم چرا ولی جو اینجا داره کم‌کم عوض میشه ، اون جوی که اوایل داشت رو الان دیگه نداره ؛ حداقل به نظرِ من اینطوری عه ! شما رو نمیدونم . 
تو بلاگفا دیگه اون فرهنگِ نوشتن و فرهنگ وبلاگ‌نویسی جا افتاده بود و همه‌مون حد و حدود خودمون رو میدونستیم و سعی میکردیم ازَش نگذریم ، اینجا چی ؟ واقعا اینطوری عه ؟ البته هستَن کسایی که باز هم مثِ زمان بلاگفاشون مینویسن و عاورین داره :) درسته بلاگفا امکانات و ظاهرِ خوبِ اینجا رو نداره ولی مهم ظاهرِ ؟ شخصا اعتقاد به این دارم که وقتی ما نوشته‌ای مینویسیم برا دلِ خودمونه ، نه بقیه ! کسی رو هم به زور و اجبار نمیاریم که بخونه ، مینویسیم بلکه دلمون آروم شه .. الان یکی بیاد و اون گیرهایِ مذکور رو بده به نظرَم ! بیشترین حدِ توهین رو داره به طرف مقابل انجام میده که شاید از صدتا فحش بیشتر ، آخه دلیلی هم نمیبینم بیاد اون حرف‌ها رو بزنه ! ما اینجا کسی رو زور نمیکنیم که تو رو خدا بیا بخون ! 
درسته اوایل ، خودم رو مثلا میزنم .. وقتی با ویژگیِ دنبال کردن بیان آشنا شده بودم ، هِی میخواستم اونارو افزایش بدم ! ولی فهمیدم که اینا اهمیتی نداره برام .. 
کم مونده اینجا شاهد جنگ و خونریزی باشیم ! کم مونده جنگِ وبلاگی راه بندازیم .. تو این دو روزِ گذشته چهره واقعی بعضیا رو شناختم ، کسایی که دو رو بودن ! کسایی که جلویِ آدم یه حرفی و پشت آدم یه حرف دیگه‌ای میزدن ..
کاری باهاشون ندارم ، ولی واقعا بهتر نیس یه حد و حدودی واسه خودمون معین کنیم !؟ مثلا بگیم که مَنی که فلانی رو میخونم به من هیچ ربطی نداره که چرا اینجوری حرف میزنه ! چرا اینجوری مینویسه و خیلی چیزایِ دیگه ...
اصلا دوس نداشتم اینا رو بنویسم ولی واقعا آدم مجبور میشه ! البته البته البته من خودم رو خیلی خیلی فلان و بهمان نمیدونم ! من خودم هم باعثِ ناراحتی عده‌ای شدم ، نه از رویِ قصد .. و هیچ وقت هم هیچ کدومِ‌مون واقعا قصد و عمد نبوده ، یه اشتباهی حتما شده .. حتما همینطوره ..

پی نوشت :
:: به خدا اول خواستم یه جمله بنویسم و تموم ولی واقعا نمیدونم چه‌جوری میشه که اینجوری کِش میدم :|
:: اولین بارم بود عنوانَ‌م اینجوریِ :) تبریک بگین بهم :دی
منبع اصلی مطلب : من می‌نویسم
برچسب ها : خیلی ,بلاگفا ,واقعا ,البته ,نداره ,نمیدونم ,البته البته
اشتراک گذاری: این صفحه را به اشتراک بگذارید

ساموزیک : صد و دوازده - قدر عافیت کسی داند ، که به مصیبتی گرفتار آید!